سيد جعفر شهيدى
43
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
پس از آنكه داور عراق ابو موسى اشعرى از داور شام عمرو بن العاص در دومة الجندل « 1 » فريب خورد و عمر و معاويه را بخلافت مسلمانان شناساند ، معاويه بآرزوى خود ( حكومت مطلق ) رسيد ، اما با بودن على عليه السلام در كوفه نميتوانست مستقيم بر عراق دست اندازد . تنها كاهگاه از راه فرستادن دستههاى غارتگر به شهرهاى مرزى ، اين سرزمين را به وحشت مىافكند . شهادت على عليه السلام آخرين مانع را از پيش پاى او برداشت . وى در سال چهل و يكم هجرى خود را رسما خليفه مسلمانان خواند . عراق و سراسر شرق اسلامى را ضميمهء فرمانروائى خويش كرد . در همين سال بود كه در نحيله « 2 » بر منبر نشست و آنچه را در اين چند سال در دل نهفته ميداشت بر زبان آورد : - من با شما جنگ نكردم كه نماز بخوانيد و روزه بگيريد ، يا حج كنيد و يا زكات بدهيد . شما اين كارها را ميكنيد من با شما جنگ كردم تا بر شما حكومت كنم . خدا اين حكومت را به من داد و شما آن را خوش نميداريد . « 3 » معاويه براى اينكه پايهء حكومت خود را هر چه بيشتر استوار سازد ، و مردمان را از سياست خويش سخت بترساند ، براى ادارهء ايالتهاى بزرگ اسلامى : حجاز ، عراق و مصر حاكمانى بىايمان ، جاهپرست و زير دست آزار معين كرد . مهمترين دستورى كه اين حاكمان از دمشق دريافت ميكردند ، سختگيرى بر شيعيان على بن ابى طالب بود . در اين روزها كوفه پايگاه يمانيان يا بهتر بگوئيم قحطانيان شده بود و بيشتر اينان شيعيان على بودند . عثمانيان كه همگى پشت سر قدرت مستقر در شام ايستاده و از آن ، حمايت ميكردند ، در بصره ، حجاز و دمشق بسر مىبردند با اين گزارش مختصر علت صفآرائىهاى عراق و شام برابر يكديگر روشن مىشود . گذشته از دشمنى خانوادگى معاويه با بنى هاشم و كينهتوزى عثمانى با علوى ، عامل ديگرى نيز كينهتوزى شامى و عراقى را سختتر ميكرد :
--> ( 1 ) . موضعى بين مدينه و دمشق و در هفت منزلى دمشق ( معجم البلدان ) ( 2 ) . موضعى است نزديك كوفه ( معجم البلدان ) ( 3 ) . مقاتل الطالبين ص 70